بایگانی برای فروردین, ۱۳۸۵

دومین

فروردین ۲۷م, ۱۳۸۵

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست

درصراط مستقیم  ای دل کسی گمراه نیست

تا چه  بازی  رخ نماید  بیدقی  خواهیم  راند

عرصه  شطرنج رندان  را  مجال شاه  نیست

چیست  این   سقف  ساده  بسیار   نقش

زین  معما  هیچ  دانا  در جهان  آگاه  نیست

هر که خواهد گو بیا و هر چی خواهد گو بگو

کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

بر  در  میخانه   رفتن   کار   یک رنگان   بود

خود فروشان را بکوی می فروشان راه نیست

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست

ورنه  تشریف تو  در  بالای کس  کوتاه نیست

بنده  پیر  خراباتم    که   لطفش  دایم   است

ورنه لطف شیخ وزاهد گاه هست و گاه نیست

یک چند صباحی میشه که این صفحه را برای صحبتهای دلم باز کردم  و هیچ چیزی را

بهتر از سوره حمد برای سرآغاز ندیدم. دیدم همه صحبتهایی که می خوام برای اغاز

بنویسم توخودش داره و …

یک هفته ای گذشت و دوباره نشستم یک مطلب بلند بالا نوشتم(باکلی شوق و

ذوق) از همه جا و از همه چیز گفتم . از موسیقی سنتی  ،حافظ و… ولی وقتی

آمدم بفرستم برای ثبت اشتباهی کردم و همه مطالب رفتند به ناکجا اباد .

دیگه دست و دلم نرفت برای نوشتن و حالا هم می بینم حافظ همه حرفهای

لازم رو گفته .

بحر حال امید وارم که بتونم تا جای امکان مطالبی پر بها برای استفاده همه

عزیزانی که به این دل نامه سر می زنند بنویسم و از راهنمایی که میکنید

بتونم استفاده کنم.

الاحقر:سید مجیب یزدی

یا علی



ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۳)