بایگانی برای آذر, ۱۳۸۶

بی دلم

آذر ۲۲م, ۱۳۸۶

یادش بخیر پشت بقیع ، بین الحرمین ، والهی و ربی و

سیدی و مولای…. .

شب جمعه و دعای کمیل ، دعایی که به تمام معنا

عاشقیت و سر سپردگی یک عاشق  به درگاه آستان

جانانش را به تصویر می کشه ، الهی و ربی من لی

غیرک… ، ای کاش من هم می تونستم سر سپرده

باشم، یا الهی العاصین من هم می خوام سر سپرده

باشم.

اوج عاشقیت حضرت امیر اینجاست، الهی وسیدی و

مولای و ربی صبرت علی عذابک  فکیف اصبرعلی

فراقک ، ای خدا این فراق چیه؟ این انتظار برای

وصال چیه؟ نمی شه ، بعضی وقتها دیگه چاه هم از

ناله فراق یاران به ناله می یفته و خشک می شه،

راحت بگم یعنی اونم دیگه تو این دنیا نمی خواد

صدامونو بشنو.

واقعا خوش بحال اون هایی که توی این هفته ها  اونجا

هستند ، و من دارم بغض و اشکی که توی چشمام

هستش رو برای دوری از اونجا… .

تنها جایی که رفتم و تونست دلم و ازم بگیره و بی دلم

کنه ، اونجاست که بهش می گن… .

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۰)