بایگانی برای مرداد, ۱۳۸۹

مردم=جهان سوم

مرداد ۷م, ۱۳۸۹

نمی خوام خیلی طبقه بندی کنم و بگم بعضی جاها و شهرها بهترن اما واقعا میشه اختلافاتی رو دید.

دیشب بابت خرجی که یکی از دوستان می داد رهسپار قم شدیم، مسول سفارش غذا هم من بودم.یکی از خوش پخت ترین خورشتی های قم رو پیدا کردمو تعداد غذای مورد نظر رو سفارش داده بودم. تقریبا ساعت ۱۱ بود که با وانت وارد میدون جلوی مسجد جمکران شدیم

هرچه کردیم، هرچه داد زدیم که غذا زیاد هست، هرچه گفتیم در یک صف بایستید که با آرامش به همه برسه، نشد که نشد.(البته دفعات پیش غذاهارو می دادیم آشپزخونه های مسجد برای پخش، اما این دفعه بدلیل پربودن آشپرخانه ها نشد که این کارو انجام بدیم.)سرانجام نتیجه حمله مردم شد این

نتیجه به کمتر کسی غذای سالم رسید، همه غذاهارو میشکوندند و … .

از گفتن این خاطره معذرت می خوام اما یکی از قدیمی ها نقل می کرد می گفت در زمان رژیم قبلی یروز در زمان سربازی، امیر پادگان همرو جمع می کنه میگه: میگن آمریکا موشکی ساخته که از اونور دنیا می تونه اینور دنیا رو نشونه بگیره و دقیق بزنه، حالا شما میرید توالت نمی تونید درست در وسط کاسه …. .

اما بدور از هر نگرشی، اگر همچنان به این شکل کیک و ساندیسی بخوایم پیش بریم، همچنان لقب جهان سومی برایمان خواهد ماند.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۲۲)

روزانه ها

تیر ۲۹م, ۱۳۸۹

به وبلاگ دوست عزیز قائم مقام رفته بودم که دیدم، در وبلاگ یکی، در جواب دیگری، اشاره به شخص سومی، قسم به شخص چهارمی این مطلب نوشته شده:
سلام جناب آراد عزیز
یک نکته به آسو بگویم
به چشمهای پسرعمویت مجیب جان قسمت می دهم اگر متنی را می نویسی مرا به سانسور دچار نکن

اولی این که به اون بنده خدا،آسو، یه سلامی به نظر من لازم بود، بهر حال اون مخاطب این متن بود.
دوم اینکه من فقط با چشمهای از حدقه در اومده نگاه کردم و :) :) :)

سوم اینکه در قسمت نظرات پایین هم مطالبی ازشون هست، یه نگاه بندازین بد نیست.
اینهم از دنیای زیبای وب نویسی :) ساعت ۱۶:۳۷

پ.ن : به هر حال که من می خندیدم و خیلی جدی به قضیه نگاه نمی کردم اما با این جواب در وبلاگ قائم مقام، تشخیص دادم یکم جواب لازم هست.

در زیر ِنظر ِ بالا، اینجنین گفتم :

من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکر کردین رو این مطلبی که گفتین و بعدش گفتین؟؟؟یعنی انقدر جواب دادن به سوالهاش سخته؟

زورت به آسو میرسه؟؟؟ چرا در مقابل این شریعتمداری کاری نمی کنی؟چرا کسی در ایران ۷۰میلیونی پیدا نمیشه جلوی اینها بایسته؟؟

البته آسوجان داداش، نترس من عینک میرنم و شیشه هاش ضد گلوله هست


جناب مجیب

حقیر به بسیاری از پرسشهای شما و آسو جواب داده ام و حال اگر مطابق میل و نظر شما دوستان نبوده است این را به پای اختلاف نظر طبیعی افراد بگذارید (ساعت ۱۷:۳۰)

از جواب حق به جانب ایشان جواب زیر در نظرم آمد:

ببخشیدااااااااااااااااااااااااااااا
دیگه بین خودمون صحبته، شما به سوال واضح ۲ماه پیش من اصلا جوابی ندادین و دیگر سوالی من از شما به دلیل اینکه آن سوال را جواب ندادید نپرسیدم، چون وقتی به آن سوال جواب ندادین بنده عیار شما رو درک کردم،اما باز این صحبت های شما منو یاد عادل فردوسی پور می اندازه که میگه ((مقلطه)) نکنید.
چرا دوست دارید خودتان را ته روشنفکر نشان دهید؟؟؟ ما دوتا که دیگه میدونیم (حتی دوستان فیلتری هم نمی دونن) که من چه پرسیدمو شما جوابی ندادین، آقا دست بردارید از این کارا، این آقایانی که آقای محمد حسین نام برد از همین جاها شروع کردند،تخم مرغ دزد آخر سر شتر دزد میشه هاااااااااااا، انقدر فرافکنی نکنید، درست نیست.
من نمی دونم که چرا من هرچه می خندم و زیر سیبیلی رد می کنم شما به راهت ادامه میدی و نمی خوای یک نگاه به عقب بندازی و سخنان و جواب های نداده تان را
جمع بندی بفرمایی؟؟؟؟ این سخنان شما اصلا با جلوه ای که می خوای از خودتون نشون بدی سازگار نیست.هی دم از حرف حق میزنی اما سانسور که ماشاءالله هر چه برخلاف پستتان باشد انجام می دهی، سابقشو من یکی اتفاقا در وب قبلی شما داشتم(که باعث شد برای مدتی دیگر در وب قبلیتان اصلا نظری نگذارم)،بعد هم هر تیکه ی نامحمدی هست به دیگران می اندازی و مثل روشنفکران میدوی میری بالا بالاها وامیستی تا ازتون عکس بگیرند که به به چه عادلی و حق گویی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دست بردارید، انصاف نیست.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۱۵)

۳۱ سال و هنوز اندر خم یک کوچه

تیر ۲۳م, ۱۳۸۹

در ایام نمایشگاه کتاب و به لطف فضایی که غرفه امام موسی صدر برای مخاطبینش قرار داده شده بود توانستم با دوتن از خانواده صدر گفتگویی داشته باشم و برای سوالاتی که در ذهنم، پیرامون آقا موسی صدر همیشه بی جواب مانده بود تا حدودی جواب هایی پیدا کنم.

یک دفعه در همان زمانهای تولد آقا موسی(حدود ۱۵ خرداد) اولین مصاحبه را آماده کردم اما به دلیل بی دقتی باز بعد از پیاده کردن مصاحبه و ویرایش کامل، مطلب پرید و تا حالا دل و دماغ پیاده کردن این مصاحبه ها نبود. بهر حال اولین مصاحبه با خانوم فاطمه صدر عاملی است و دومین مصاحبه با خانوم حورا صدر که در فرصتی دیگر ارائه خواهد شد.

خانوم دکتر فاطمه صدر عاملی همسر آقای صادق طباطبایی، خواهر زاده آیت الله موسی صدر هستند. مدتی است در آلمان همچون گذشته تحصیلات دکتری خود را ادمه می دهند و همچنین در موسسه صدر کارگاه هایی را در ارتباط با افکار آقا موسی صدر دارند.

شما در فیس بوک فعال هستید؟ 

بله

پس چرا عکس نمیگذارید؟

فرصت نمیکنم و بلد هم نیستم،دوست دارم یه عکس بگذارم از یه راهی ای که دو طرفش درخت سبز هست و جلو هم خورشید،اما بلد نیستم.

تحصیلات در مقطع دکترا انشا الله تمام شد؟

هنوزتمام نشده

مقتدا صدر با شما نسبتی دارند؟

اممممممممممممممم، من صدر هستم، سید محمد باقر صدر با ما نسبتی دارن و ایشون هم پسرشون هستن. فامیلی نسبتا دوریه.

من یه سئوالاتی در ذهنم هست که برام جالبه،الآن بیست سال از پایان جنگ ایران و عراق میگذره و خانواده هایی که فرزندانشون مفقود شده اند دیگه آنچنان پیگیر فرزندشون نیستند، اما با گذشت ۳۱ سال خانواده صدر چه پارامترها و هدفهایی که در ذهنشون دارند که هنوز پیگیر هستند؟

اولا در اینکه ایشون هنوز زنده هستند یا نه شک داریم و تردید داریم که زنده نباشند، ان شاء الله که هنوززنده هستن و چون دلیلی برای زنده نبودنشون نداریم ، هنوز امیدواریم، دوما” چون فکرشون برامون خیلی مهمه دوست داریم همچین انسانی را داشته باشیم و از آن گذشته افکارشون رو معرفی کنیم.

ببخشید مرا از طرح این سوال اما شما دوست داریدآقا موسی صدر را زنده پیدا کنید یا دوست دارید ایشون رو دیگه زنده نبینید اما افکارشون در سطح جهانی مطرح شود؟کدام برای شما ارجح تر است؟

حتما باید یکی ارجح باشه؟ هر دو مهمه

حالا به نظر شخص شما؟

ممکنه دخترشون به این سئوال یه جوابی بدن و من یه جواب دیگه.لزومی نداره که یکی بر دیگری ارجح باشه اما بنظر من الان افکارشون مهمتر  هست.


چند واقعیت کلیدی هست که اگر اینها را در کنار هم داشته باشیم باید به جوابی برسیم ، می خوام جواب شما رو بشنوم. خانواده صدر ارتباط نزدیکی و خانوادگی ای با خانواده آیت الله خمینی داشتند.حتی من در خاطراتشون خوندم که ایشون آقای صدر را به عنوان رهبری برای ولی فقیه در آینده در زمانی که تبعید در عراق بودند مطرح کردند،یعنی از ایشون پرسیدند که این تئوری ولی فقیه را که دادید کسی برای آن پست در نظر گرفته اید که آیت الله خمینی گفتند آقای صدر که الان در لبنان هستند. وزارت اطلاعات ما هم که یکی از قویترین وزرات اطلاعات های دنیاست و می دانید که ما با لیبی هم روابط خوبی داشتیم، آقای طباطبایی در سال گذشته بیت مرحوم آقای منتظری را مورد اتهام قرار دادن، بیت ایشون هم که در ایران هست. پس چرا هنوز نتونستند اطلاعات دقیقی از آقا موسی پیدا کنند؟

اگر آقای طباطبایی بودند قطعا جواب بهتری داشتند چون این قضایا بیشتر سیاسی است.ولی من نمیدونم با این آشنایی ها چرا هنوز پیدا نشدند.نمیدونم.

فکر نمیکنید این موضوع بیشتر سیاسی شده؟

فکر میکنم اولش یه مقدار بوده اما الان نه.

فکر می کنید اگه الان آقا موسی بودن در حوادث اخیر چه واکنشی نشون می دادن؟

فکر می کنم قطعا در کنار مردم بودن و از مردم حمایت می کردند

از بین دو عنوان امام موسی صدر و آقا موسی صدر( یا آیت الله موسی صدر).بیشتر دوست دارید از کدام در حال حاضر استفاده شود؟البته در شرایط الان که تعداد ائمه در زمان حال در حال زیاد شدن است.

من که دوست دارم بگم دایی جون، مثل قدیما، اما دخترشون امام موسی صدر رو می پسندن اما با این شرایط، فکر می کنم میشه روی این مسائل فکر کرد و راه چاره ای پیدا کرد.

ممنونم از وقتی که در اختیار من قرار دادید.

خواهش می کنم در جهت اشاعه افکار ایشون ما حاضر به هر همکاری ای هستیم.

نامه آقا موسی صدر به فاطمه صدر عاملی

پ.ن : پاسخ بعضی از جواب ها خیلی جالب بود،مثل نمی دونمی که به سوال بلند بالای من داده شد.خیلی از حقیقت ها را روشن می کرد. آخه مگه میشه با این همه پارتی بازهم ((هیچ)) باشه جواب!!!!!

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۲۸)

اولین

تیر ۱۰م, ۱۳۸۹

بسم الله الرحمان الرحیم

الحمد لله رب العلمین الرحمن الرحیم

مالک یوم الدین    ایاک نعبد و ایاک نستعین

اهدنا الصراط المستقیم

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب

علیهم و لا الضالین

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۰)