بایگانی برای بهمن, ۱۳۸۹

۹۰ یا پرگار

بهمن ۱۰م, ۱۳۸۹

مشکل دوشنبه شب های من شده یک انتخاب، البته که انتخابیست که بیشتر ایدئولوژیکیه تا یه انتخاب رمانتیک.


برنامه بسیار پرطرفدار نود از ساعت ۱۰٫۳۰ شروع می شود  و برنامه پرگار از بنگاه سخن پراکنی بریتانیا ساعت ۱۱٫۳۰ ، در طول یک ساعت اول هیچ مشکلی نیست و راحت می شود به حاشیه هایی که اکثر مواقع زرد هستند پرداخت اما بعد از ساعت ۱۱٫۳۰  می شود با تکنولوژی و دوقسمت کردن صفحه تلویزیون با این قضیه روبرو شد.

۹۰ و سازندگان باهوش آن کاملا توجه دارند که در حال ساخت یک برنامه زرد هستند اما چرا؟!! چون در لابلای این برنامه می توانند به اهدافی که در ورزش دارند و اصلاح آن است به درستی و در مواقع حساس بنگرند و به آن بپردازند. البته این هدف برای سازندگان آن ارزشمند است و با این روش می توان از گزند حذف شدن برهند اما برای هر یک از مخاطبان آن،  که بیشترین مخاطبان برنامه های ایران را رقم می زنن چه می توان گفت؟؟ آیا آنها هم اینگونه فکر می کنند؟؟؟

پرگار برنامه است بسیار زیبا، باهوشانه، با درایت و شامل دیگر صفتهایی این چنینی. برنامه ای که به طبقه هایی خاص می نگرد و می خواهد سکان  ذهن آنها را کم کم در دست بگیرد و سیاست های همیشگی حامیانش را دنبال کند.

صد حیف و افسوس که برنامه ای مثل پرگار در صدا و سیمای ملی نداریم، آنچنان که دو صاحب نظر و دو مخاطب در یک جایگاه بنشینند و با هم به صحبت بپردازند، سوال هایی از طرف مجری برنامه طرح شود که از طرف شنوندگان ارسال شده است، هر شرکت کننده بی دغدغه و بی لکنت زبان، صحبتش را صریح و آشکارا بیان کند و صاحب نظران روبرو تا جایی که اطلاع دارند به شرح و بحث آن بپردازند. شاید بتوان گفت درک طبقه ای از جامعه که (۹۰ را در هر سطحی بگیریم به هر حال ورزشیست) به دنبال آگاهی بیشتر و آماده شنیدن مسائلی هستند که طرح آنها در برنامه پرگار به وقوع می پیوندد که بنا به رسالت انقلاب اسلامی خیلی نباید مشکل باشد، اما چرا این موقعیت باید در جایی اتفاق بیفتد که ابزارهای آنها فقط برای سرکوب ایران آباد و آزاد که مردمانی مسلمان و خوشبخت در آن می توانند زندگی کنند در حال شکل گیری است!!!!! برای مثال مهدی خلجی در یکی از این برنامه ها حاضر شده بود و  در اوایل بحثش از انکار روح سخن گفت و در آخر های برنامه به نوعی آن صحبتش را رد کرد و از این جالب تر، حسن یوسفی اشکوری ای دعوت شده بود و وقتی مجری برنامه دید صحبت هایش در دیده ۲مخاطبش غلبه کرده دیگر به او اجازه سخن نمی داد و تنها از صاحب نظر دیگر، پاسخ هایش را می جست. سوال بزرگتر این است که آیا نمی شود صاحب نظرانی بسیار صاحب نظر تر در برنامه شرکت داد یا نمی خواهند؟؟؟ تا شاید وقتی با موضوعات اسلام ستیزی می پردازند شخصیتی بتواند از دیدگاه اسلام دفاع کند.بنده به شخصه مخالف موضوعات بحث ها نیستم اما در ترکیب صاحب نظران در برخی موارد بسیار متعجبم!!!!!!!

انصاف و و حق باید رعایت شود، در هر شرایطی در هر بزنگاهی حتی حق و انصاف نباید فدای مصلحت شود. از نظر گاهی دیگر آیا طلبه هایی که در حوزه های علمیه دارند به وب نویسی ترغیب می شوند هم می توانند در برنامه ای اینچنینی شرکت کنند؟؟ از اینان بگذریم آیا اساتید آنها می توانند از افکارشان در همچین محفلی و با آن قشری که بیننده آن هستند شرکت کنند و نبض مجلس را بدست گیرند و سخنان خود را بر کرسی نشانند؟؟؟ آیا می شود بر روی دوصندلی صاحب نظر صانعی و یزدی، هاشمی و مصباح، نوری همدانی و بیات زنجانی و … را نشاند؟؟؟؟؟

پ.ن: امیدوارم در بهمن ماه بتونم یکسری مطالب با جوِ این ماه بنویسم.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۳۲)

یک فیلم

دی ۲۲م, ۱۳۸۹

در عین سختی

اما

پر از رنگ پر از انرژی تازه آخرش هم فهمیدم داستانه واقعیه .

اینجا گفته بودم رقت قلب گرفتم یا فیلم های استرالیایی خیلی قشنگ شدن اما این دفعه این حادثه با دیدن یه فیلم از ایالات متحده شکل گرفت.دیالوگ های ساده، محترمانه، نگاه ها شفاف و روشن و اگه تیرگی ای هم بود در خلاف جریان همه چیز بود و همه اجزای فیلم در صدد پاک کردن اون تیرگی ها بودن، درسته که می گن در غرب بنیاد خانواده خیلی جالب نیست اما این فیلمی بود، از دورانی که بنیاد خانواده هنوز حرفی برای گفتن داشت و به نحو زیبایی به تصویر کشیده بود. صحنه های مبتذل ِعاشقانه ی همیشگی ای را نداشت که در سانسور شدن تابلو بشه اما سرشار بود از بوی محبت و عشق. آنقدر این فیلم زیبا بود که نتونستم ازش دل بکنم و واقعا می قعی که می خواست هر ضربه ای زده بشه هیجانی می شدم و بالارفتن ضربان قلبمو حس می کردم و در انتها یه دوست، یه دوست و یه دوستِ مشاورِ باوفا و صادق، خیلی خیلی خیلی خوبه. از آخرین فیلم استرالیایی که دیدم این آخرین فیلمی بود که ضربان قلبمو برد بالا و به معنی واقعی زلفی باهاش گره زدم.

پ.ن :

The Greatest Game Ever Played

francis ouimet

Eddie Lowery

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۴۲)