زیرشلواری

خرداد ۲۴م, ۱۳۸۵

دیروز رفته بودم دم در خونه یکی از رفقا ازش برای امتححححان دینامیک جزوه بگیرم یکی دیگه از دوستان روهم اونجا دیدم! دیدم از کنار در اینورتر نمی یاد بعداز اینکه یکم فسفر سوزوندم دیدم آقا بیرجامه یا همون زیرشلواری خدمون پاشه برای همین نمی یاد توکوچه!!!!! تقریبا ۲سال پیش بود یکی از بعد از ظهرهای تابستون که یدفعه دیدیم همه جا و همه جامون داره می لرزه منم تنهابودم خونه ،تیز پریدم تو کوچه!! آقا سر و صداها که خوابید و همه همسایه ها تو کوچه بودن ،وقتی ترس همه ریخت دیگه کم کم مردم به سر و وضع همدیگه توجه کردنند. قربون این جامعه مسلمونو برم زنا که با نمی دونم چی چی اومه بودنند توخیابون، آقایون هم با شلوارک و زیروش رکابی و …. دردسرت ندم، ما بودیم و خودمون که با زیرپش و زیر شلواری زده بودیم بیرون . یکم دیگه که گذشت دیدم همه دارن به من نگاه می کنن و تکه میکه بارمون می کنن!!!!!!!!!!! حالا بگذریم، بیام سر اصل مطلب: یه زمانی مصدق برای ملی شدن صنعت نفت رفت فرنگستون ،تو روزنامه های اونجا نوشتند رئیس جمهوری با زیر شلواری!!!!! از اون قضیه ۷۰ سال هم نگذشته ولی ما توی این ۷۰ سال کلی فرهنگمون و دینمون خیلی چیزهای دیگمونو فروختیم. حالا ما که هنوز تو خونه از همون فرهنگ استفاده می کنیم و افتخار می کنیم باید به تکه های آغایونی که با شورت و … ،میان ….. ولی داریم به کجا می ریم فکر کردیم؟!!

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۰)

گذاشتن یک پاسخ