سومین

تیر ۱۹م, ۱۳۸۵

یک چند صباحی است که دری از عقاید  و فکر بنده به دنیای وب بازشده ، و در این مدت سعی کردم خودم را بیشتر به دنیای جدید خاکی  نزدیک کنم  و  امید وارم که بی معرفت نباشد.

نمی دانم تا چه حد مورد نوشته های بنده مورد استقبال قرار گرقته ، ولی این را می دانم که از طرف عزیزترین دوستم هیچ وقت دیده نشده است ، ولی با این اوصاف گه گداری  بعضی از رفقا به این دل نامه سر می زنند.

بهرحال شاید این کلمات و این جملاتی که می نویسم  ،بدرد کسی نخورد ولی برای مرور داشته های  خودم به قطع می تواند مفید باشد ، پس می نویسم.

سمن بویان  غبار غم چو بنشینند بنشانند

پری رویان قرار از دل چو بستیزنند بستازنند

به فتراک  جفا  دلها  چو بر بندنند بربند

ز زلف  عنبرین   جانها  چو  بگشایند  بنشانند

از این به بعد ان شائ الله چهار خط کلی را به صورت جدی ادامه خواهم داد ، ۱- معرفی کتاب     ۲-معرفی فرهیختگان، شعرا ،فلاسفه و…       ۳-دردهای دل       ۴-آشنایی بشتر با حافظ

در همه این قسمت ها  سعی و همتم بر این است ، آنچه که تابحال در این مباحث آموخته ام  و با قدرت تعقل خودم برداشت کرده ام و فکر می کنم درست و خیر است با  توضیحاتی ، برای استفاده همه قرار دهم.        ان شائ الله بتوانم بتوانم شایسته ترین  موضوعات را انتخاب کنم و با بهترین توضیحات  برای همه مطالبی سودمند و مفید ارائه دهم.

و من الله توفیق

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۰)

گذاشتن یک پاسخ