مد روزهای خاورمیانه است …

اردیبهشت ۳م, ۱۳۹۰

باتوم، گاز اشک آور، عرق، خون، تیر …

خسته ام و دردمند. برای لحظاتی چشمانم را می بندم. به رویاهایم می اندیشم. به جهانی می اندیشم پر امید! جهانی آباد، آزاد! به مسیری می روم که در آن پیش رویم اسمانی آبی است که ابرهای سپیدش بر فراز آن جلوه می کنند، و در زیر پایم مسیری است که پرنیان سبز سنگفرش راهشند! مردمانی را می بینم که همه دست در دست هم، شاد و خوش و خرم می خندند، کودکانش پهلو به پهلوی هم بازی می کنند، مردانش استوار و ایستاده کار می کنند و زنانش با چشمی پر امید چشم در راه بهاری دیگرند!

در همین افکارم که ناگهان صدای تیر، رشته افکارم را میدرد و از تیغ صدای خونین الله اکبر مردی از جا می پرم. آه که چقدر دردناک است لحظه جان کندن مردی از جنس خودمان! ولی دریغ که در این دشت بلا یاریگری نیست! گویا دلهای مردمان این دیار مرده است! پنجه صدای آن مرد خونین قلبم را می فشرد، عجیب است، فریاد الله اکبرش را از اعماق وجود می شنوم! اشک امانم نمی دهد! واژه هایم از حلقوم بیرون نیامده خفه می شوند و به احترام آن مرد گلگون سکوت می کنند! مرد تمام وجودش را فریاد می کند و پر می کشد و می رود. من می مانم و … من! عجیب است! دور و برم را نگاهی می کنم. حتی چراغی روشن نمی شود! گویا اینجا «همه کورند و کرند»! گویا خدا نیز از این دیار رخت بر بسته است! با خود می گویم: «آیا هیچ سر بر می کنند از خواب، مهربان همسایگانم از پی امداد!؟» نه … هیچ صدایی نمی آید!

می خواهم اعتراض کنم ولی آه که چقدر تنهایم. در تنگنای تاریخ می گردم و از ورای این ارابه ران وحشی، تمام دیوار نوشته های مثبوت بر این جریده عالم هستی را مرور می کنم. به دنبال اعتراض می گردم. ناگهان می رسم به گوشه ای از تاریخ، فرانتس فانون را میبینم که هستی خود را در اعتراض می داند و قاطعانه می گوید:«من اعتراض می کنم پس هستم!». و ناگهان در کنار او سارتر را میبینم که انسان کامل را انسانی می داند که در اضطراب است و به دگرگونی وضع موجود می اندیشد! باز می گردم.پابلو فرورا، گیتاریست جوان را میبینم که بخاطر ابراز اعتراضی که از آهنگ گیتارش برمی خواست، انگشتانش را قطع کردند و او در جواب گفت: «اگر انگشتم را قطع کنید و زبانم را ببرید، با پرنده ای که در روی درخت آواز می خواند چه خواهید کرد؟». سرم را می چرخانم، مردان و زنان بزرگی را در زیر بیرق بزرگ اعتراض میبینم که هر یک از جبر زمانه در گوشه ای فغانی برآورده اند: گاندی فقیر فقیرزاده ای در سرزمین هفتاد و دو ملت، ماندلا سیاه پوستی آزاده در سیاهی های  آفریقا، لوتر کینگ مردی که رویایی دارد درست به وسعت تمام رویاهایم، چه گوارا نماد جوانان چپ گرا در آمریکای لاتین. به ایران می نگرم: سید جمال الدین اسدآبادی، علی شریعتی، محمد مصدق، فردوسی، میرزای شیرازی، کاوه آهنگر، ستارخان،حلاج، ابو مسلم خراسانی، عین القضات همدانی… وای که چقدر اسامی بزرگ از جلوی چشمانم عبور می کند!

نگاهم را بالاتر می گیرم. شگفتی اسلام را در اعتراض پیامبرش در می یابم. درست از همان روزی که «مردی از کوه سرازیر شد و در پیرامون یک معبد فریاد برآورد». ابهت شیعه را در اعتراض علی ابن ابی طالب درک می کنم که شمشیرش–شمشیر سخنش!- آنگاه که از نیام بیرون آخته می شد دشمن از صدای مهیب اعتراضش پا به فرار می گذاشت! شکوه شیعه را در اعتراض علی به ابن حنیف می بینم! و وسعت اعتراض را در سکوت ۲۵ ساله او از عمق جان می فهمم! و عظمت اعتراض را در قیام حسین ابن علی می بینم!

اندکی تامل می کنم. اکنون تمام برادرانم را گرد خود می بینم که در پس این کالبد متعفن و بدبوی تاریخ، فاتحانه در کنارم ایستاده اند و این میراث بزرگ و  این بیرق پر شکوه اعتراض را به دستم داده اند! و من اکنون میراث دار تمام آزادگان عالمم! غنچه امید در کنج لبانم جوانه می زند، می خندم و فاتحانه فریاد اعتراض بر می آورم اما این بار نه به تنهایی بلکه با تمام تاریخ، بودنم فریاد می زنم! و خود را در میان انبوهی می بینم که از داغ سینه هاشان و رنگ صداهاشان عرش خدا نیز می لرزد! زنی را می بینم که سپیدی چادرش را لکه ای خون فرا می گیرد! مردی را می بینم که پیشانیش را فرشته ای از عالم بالا بوسه می زند! و خود را می بینم! دیگر تنها نیستم!

صدایی در تمام رگهای بودنم می پیچد: اذا جاء نصر الله و الفتح …

 

انتخاب عکس از دوست خوبم مهدی

 

پ.ن :

سلام به همه دوستان عزیز ِ جان

خیلی وقت شد که آپ نکردم، ۲تا بهانه دارم، یکی اینکه تنبلی… 😀 و دیگری اینکه مطالب بازی وبلاگی اعتماد دیر به دستم رسید.

اما

بازی‌های وبلاگی مرسوم به بازی اعتماد، بیش‌تر از آن‌که بازی باشند، مهمانی‌اند. دعوت کردن و پذیرفتن دعوت. این مهمانی است. مهمانی‌ای که موضوع خاص دارد. سفره دلش را هر گونه که خواسته اینجا باز کرده است و صاحب خانه بی کم و کاست بر دو دیده منت گذاشته و می پذیردش.(برای اطلاعات بیشتر از این بازی)

از همین جا باز هم می خوام از صابر عزیز خیلی خیلی تشکر کنم که افتخار داد برای نوشتن در این سرزمین.

نمونه های دیگر از این بازی:

۱٫ سوتک ، این همه چیز است را برای دل‎نها

۲٫ درویشی نشسته بر پوست پلنگ بازی با خیالت را برای شق القلم و شق القلم از دفتر خاطرات یک ملامتی را برای من

۳٫ مهدی علاقبند صاحب رسم روزگار، در ساحت قلم‎زن، نگاه صوفیانه به عکاسی را نوشته است.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۳۶)

۳۶ پاسخدر “مد روزهای خاورمیانه است …“

  1. صابر می‌گوید :

    افتخار برای من است که گذاشتی اینجا روی این دیوار سپید و شفاف چند سطری خط خطی کنم …

  2. سید مجیب می‌گوید :

    نفرمایید قربان

  3. خـــــآتون خـــــآموش می‌گوید :

    عکس بسیار جالبی بود

  4. فروغ پژمان می‌گوید :

    الان من درست متوجه نشدم. مشکل این جاست که این روزها کسی فریاد اعتراض سر نمی‌دهد یا اینکه صرفن یک نوشته‌ی خیالی است که نویسنده خودش را در به مانند یک انسان آزادیخواه تصور کرده؟ یا چی؟

  5. صابر می‌گوید :

    هر کسی هر برداشت هرمنوتیکی ای از نوشته داشته باشه نویسنده راضیه !
    😀

  6. آسو می‌گوید :

    هر ملتی کاشته های خود را درو میکند ایران ما تا گوش به فرمان منبری های حکومتی و وابسته به سفارت انگلیس بود حقیر بود وقتی روشنفکران تحصیلکرده و علمای دلسوز دست به دست هم دادند مشروطه را بنا کردند دوباره که در دام روشنفکران غرب زده خود باخته و علمای بی سواد و عقب مانده افتادند به حقارت افتادند بعدش افتادند دنبال مصدق و کاشانی شد انقلاب نفت ولی تندروی منبری ها و بی تدبیری مصدق شد کودتای ۲۸ مرداد در ۵۷ هم … الان هم ملت بیخیال نابودی مملکت تو کف چیزایی هستند که ارزشی ندارد تفکر دور شده و قدیمی پرستی دوباره ارزش پیدا کرده امان از ملتی که دین داری را با قدیم پرستی اشتباه بگیرد که مدتهاست ما این اشتباه را کرده ایم همینم هست از عهد ملاصدرا تا حالا یه فیلسوفه درست و حسابی نداشتیم خرد گرایی فلاسفه عهد شاه عباس از ایران ابرقدرت ساخت بی خردی های فعلی از ایران مخروبه ساخته بحرین هم همین است مردم بحرین آن موقع که با هورا از ایران جدا شدند و خلیج ما را عوض کردند و پشت عراق را گرفتند و تمام نشانه های ایرانی بحرین را با هلهله نابود کردند باید روز را هم میدیدند که وهابی ها میدان لولو را با عربده خراب کنند وقتی در مسیر خوشکامی عربستان پیش میرفتند و تعب عربی را به علی و فاطمه ترجیح میدادند باید میدانستند که نوشتن یادگاری روی دیوار سعودی ها همین نتایج را هم دارد و حکام فاسد و خودخواه فهد مسلک تحمل یه ذره انتقاد را ندارد و کسی حق ندارد بگوید عبایت کج است (با مهمانان خارجی خود این چنین کردند شما که عدیدی نیستید) به مردم بحرین میگیم آن روز که شیعه و سنی تان برای نابودی مدرسه قدیمی و باستانی ایرانینان منامه هلهله میکردند و پاک شدن سرزمین عرب را از نشانه های عجمی جشن میگرفتید باید این را هم میدیدین الان هم روی این حکومت ایران حساب نکنید که خودش کمیتش لنگ مشروعیت دارد و برای خود مردمش دو غا هم نمی ارزد خودتان کردید الانم بخورید از لای چربش(این یک مثل کرمانشاهی است نترسی بی ادبانه و توهین آمیز نیست خواستی توضیح میدم)

  7. سید مجیب می‌گوید :

    سخن شما متین، اما به هر حال باید به آنها نشان بدهیم با حمایت از آنها که کار آنها در آن زمان درست نبوده است و بخشش از بزرگان است و این میشود درس عبرتی برای آنان که دیگر اینچنین نگویند.
    البته که باید این بیداری رو به برادران و خواهران ترک زبان ها هم داد که آنها آریایی هستند، نه از ترکان مغلستان.

  8. ... می‌گوید :

    قشنگ بود هم عکسش هم مزلبش ازطرف من هم ازصابرتشکر کن

  9. سید مجیب می‌گوید :

    ؟؟؟

  10. نادی می‌گوید :

    سلام
    بعد از مدتی سکون . بازگشتی با این همه حرف و بیانی تلخ اما واقعی.

  11. آسو می‌گوید :

    من نوکرتم هستم اولا در مورد پان ترک های تبریز سر و صداشون زیاده مگر نه تو اقلیتن تازه اون اقلیت هم خیلی هاشون اصولا نمیدونن چی میخوان باقی هم این قدر بی مدرک و بی منطق حرف میزنن که خندت بگیره زبونم مو در آورد حرف تو گوششون نمیره و بی مدرکترین حرفها رو میزنند و این قدر متناقض میگن که حد نداره ترکیه که قدمتی نداره میخواد برا خودش ماهی بگیره و این قدر دستش خالیه که به افسانه گفتن افتاده این افسانه ها واضح تو خالی هستن اما امان از کسی که خود رو به خواب زده هر چی هم مدرک بیاری میگه این اسناد جعلیات حرفهای ما که مرجعی هم نداره سنده
    رفتن ۳۰۰ تا کلمه تو زبان سومری شناسایی کردن که اینها به کلمات ترکی شبیهند اما وقتی میری نگاه میکنی میبینی هر چند شباهتی هست ولی اصولا اون کلمه سومری یه معنی داره کلمه ترکی کلا یه چیز دیگه است بعضی کلمات هم که کلا خوشون تغییر میدن میگن این اصلشه مثلا گیل گمش رو میگن قیل قامیش بوده میگم کو مدرک میگه نه بوده دیگه قیل قامیش ترکیه پس قیل قامیش بوده گیل گمش که معنی نداره میگیم معنی داره میگن اونها جعلیه معنی نداره الان کی میگه گیل گمش میگم بابا مال ۷۰۰۰ سال پیش بوده میگه چه ربطی داره(این مناظره من با یکی از اعضا انجمن آرمان بود که پانترک شدید بود و ادعای خوندنه ۱۰۰ تا کتاب رو داشت منطق رو ببینین)(البته بازم میگم پانترکها تو اقلیتن ولی کلا مردم آذربایجان از بابت محدودیت زبانی به شدت دلخورند
    از بابت بحرین هم خیر برادر این عربهای شیخ نشین آدم نمیشن اگر میشدن تو جنگ ایران و عراق اون جوری اعراب خوزستان رو سلاخی نمیکردن اونم فقط به خاطر وطن پرستیشون همین الانم کلی برامون کلاس میان نگاه به تاریخ بنداز جوابشون به بزرگواری های ما این بوده که اینها میدونن عرب بالاتره دارن ابراز ارادات میکنن همین بحرین مگه تو بازهای دوحه ابوریحان رو نگفت ابوریحان بحرینی اینها شیعه هاشونم تو عراق قدرت بگیرند باز عربستان رو به ما ترجیح میدن(بازی ایران بحرین یادت هست)برو تاریخ رو بخون تا ه ذره قدرت گرفتن تمام دستورات پیامبر رو ریختن دور و شکنجه ما ارانیها رو کردن ثوابه بالاتر از حج
    اینها هیچ تفاوتی با عرب ۱۴۰۰ سال پیش که دخترش رو زنده به گور میکرد هنرش غارت بود ندارن
    البته اینها فقط منظور عرب جنوب خلیج فارس بود مگر نه سابقه اعراب ایران در تمدن حیره غیر قابل کتمانه عرب ایران وقتی داشت کنار کارون کباب بره میخورد و سر در آمد نخلهاش و گندمهاش با تاجرای مدائن چونه میزد عرب حجاز داشت سر یه سوسمار شکم برادر خودش رو پاره میکرد نگاهی به آب و هوای خوزستان و بین النهرین و مقایسه اش با حجاز نشون میده اون آب و هوا چ یتولید میکنه و اون آب و هوا چی

    هر کی دلش میخواد به من بگه نژاد پرست ولی نژاد پرست فقط یه قوم رو میشناسه ولی من ملت ایران رو میشناسم حالا هر قومی باشند(تبعیضهای تفرقه افکنه حکومت هم قابل کتمان نیست فارسها هم وضع خوبی ندارند کلا حکومت با ملی گرایی و وطن دوست بودن و یک دلی مردم مشکل داره شدید و از اختلاف ترک و فارس و کرد و عرب و بلوچ و…استقبال میکنه و بعضی ها هم به اسم دفاع از حقوق اقلیت بهش دامن میزنند برالی ماهیگیری شخصی)

  12. تارا می‌گوید :

    سلام بر دوست خوبم
    میام مطلبت رو می خونم

  13. zahra می‌گوید :

    گاهی یک چیز زیادی اش حال آدم را به هم می زند…
    مثل این شادی لعنتی…
    آنقدر شاد خندیدم…
    آنقدر شاد…
    اصلا بگذیریم …
    وقتی که شادم نمی نویسم…
    یک حس دلگیر…یک حس تلخ آدم را مجبور به نوشتن می کند…
    شاید در مورد همه صدق نکند اما لااقل در مورد من…
    پس هر وقت ننوشتم لبریزم از تجربه های شاد…

    ترقه ی بزرگ بچگی هایم حالا وسط خلیج منفجر شده تا با هر ضربه اشکمان…

  14. سیامک مختاری می‌گوید :

    هو
    سلام سیدجان! شرمنده! راست می گین و کاملا حق دارین؛ خیلی از دوستان از این بابت گلایه می کنن ؛تازه این کوتاهش بود؛ ترک عادت…؛ شاید هم علتش همون باشه که گفتی؛ قربانت

  15. مهدی می‌گوید :

    به جهانی می اندیشم پر امید! جهانی آباد، آزاد!
    راست میگی چه فرقی می کنه
    ایران لیبی سوریه آمریکای لاتین آمریکا فرانسه
    و اینجاست که دل آدم پر می زنه واسه اونکه دلش برا انسان پر میزنه
    وخودت میدونی کیه
    با اشک می نویسم
    نمی خواد بر گرده؟؟؟

  16. زیتون می‌گوید :

    سلام وخداقوت
    انشاالله نهضت های بیداری اسلامی اقالیم قبله هرچه سریعترباسازماندی افراددراحزاب پیروزشوند

  17. تارا می‌گوید :

    واقعن این وضع و اوضاع کی می خواد درست بشه

  18. سید مجیب می‌گوید :

    زمانی که نفت ِ خلیج فارس تموم بشه

  19. آسو می‌گوید :

    قربونت برم مگه جنوب شرق آسیا یا خیلی جاهای آفریقا نفت دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نفت تموم بشه ماشا الله گاز هست تازه همش تموم بشه مردم که هستند انگلیس یه چیزایی میزاره در اختیارشون براش بسازن در نتیجه باز تولید ثروت میشه باز هم پول باز هم آش همین آش و کاسه همین کاسه بی تعارف تا مغز مردم از تفکر تهی باشد همین است مردم خرد گرا شدند و از توهم در آمدند و فهمیدند فکر کردن گناه نیست شاید یه تکانی بخورند
    تا ابله در جهانه انگلیس در نمیمانه
    تازه این خلیج فارس هم هفت قرآن به میان نفتش تموم نمیشه که هر روز من دارم از کشف میادین جدید متعجب میشم انگار چالتر از بقیه جاهاست نفت اونجاها هم میاد اینجا
    در کل سرمایه انگلیس مردم خاور میانه هستند که تو این چند قرن یه جوری تربیتشون کرده که هر جوری بزنه میرقصن تازه خیلی وقتها انگلیس رو غافلگیر میکنن نزده میرقصن

  20. سید مجیب می‌گوید :

    خیلی به این شدت که شما می گی پیش نمیره، همین الان جنبش هایی رو که در سطح خاورمیانه میبینی علتش نفته، حالا می گی چرا نفت؟؟ و دلیل این حرفم اینه که همین پول های نفت باعث شده جوانان زیادی در همین کشورهای عربی با دنیای خارج ارتباط برقرار کنن و در اونجاها درس بخونن و وقتی برمیگیردن کشورشون، مثلا ۴۰و۵۰سال پیش ایران خودمون به این فکر باشن که دیگه پادشاهی جواب نمیده، حالا تا این نفت بخواد تموم بشه و این سطح تفکر در همه اقشار جامعشون رشد و تعالی پیدا کنه، به یک همزمانی باهم خواهد رسید.

  21. آسو می‌گوید :

    قربونت برم نفت ۱۰۰ساله اومده این بی پدر انگلیس ۵۰۰ ساله اینجاست نفت نباشه بازم میره سراغ تنباکو الحد الله میرزای شیرازی نیست که هیچ این مراجع فعلی طعنه میزنن به کیسه برنج مشکلی هم برای انگلیس اینبار پیش نمیاد همون شوتهای تحصیل کرده هنوز به تساوی نژاد ها نرسیدن و و تو عرب و عجم بدتر شدن و وهابیت رشدش بیشترم شده یه معدودی آدم شده باشن مگر نه باقی اوروپا رفته های عرب یه فرق کردن عرق کشمش رو با شامپاین و تکیلا عوض کردن به جای رقص عربی هم سالسا نگاه میکنن
    اون همه پول تو دبی خرج کردن و کجاست کوچکترین نشانه ای از پیشرفت فکری بدتر شدن بهتر نشدن
    بابا ایران ما با اون همه پیشیشنه فکری هنوز اندر خم همون کوچه انقلاب ۵۷ مونده اینها که جای خود دارند پادشاه نباشه یه رئیس جمهور ۳۰ ساله دیگه هو حرف زیاده حالا شادی بعدا با خودت حرف زدم اینجا جاش نیست

  22. ثمین می‌گوید :

    سلام دوست عزیز
    راستش عکسه بد نیست ولی مطلب …. من فکر میکنم لازم نیست دلمان برای کسی که فریاد الله اکبرش خاموش می شود یا لباسش از خون قرمز می شود بسوزد!او راه خودش را انتخاب کرده و تا آخرش رفته، به عاقبت کسانی فکر کنیم که حتی عرضه و غیرت کشته شدن هم ندارند.آن همه تمجید از بزرگان گذشته هم لازم نیست،کاش بتوانیم افرادی چنین بزرگ را اکنون ببینیم.چه فایده که دایم اسمشان را زمزمه کنیم…..

  23. سمفونی ادب می‌گوید :

    سلام .
    لذت بردیم از این پست.:)

  24. طلیعه می‌گوید :

    سلام دلتون خرم انشاالله . خوب و خوشین؟ از بانو دبیر اجلال خبر دارین؟

  25. سید مجیب می‌گوید :

    سلام
    ممنون، شکر خدا
    راستیتش فاتحه و حمد هم خوندیم، اما باز هم همچنان خبری نیست که نیست 😕
    خوش باشید و سرفراز

  26. صابر می‌گوید :

    حرز یمانی سید !

  27. سید مجیب می‌گوید :

    ای بابا، در دنیای وب این چیزها رو زیاد دیدیم
    😉

  28. gleam می‌گوید :

    ای همه هستی ز تو…
    آیا تو هم هستی؟

  29. تارا می‌گوید :

    سلام به شما
    به دوست عزیزمون آریانادبیر اجلال هم سلام مرا برسانید

  30. سید مجیب می‌گوید :

    سلام
    ممنون
    اگر که خبری ازشون شد حتما

  31. آراد می‌گوید :

    سلام سید
    گویا من خیلی دیر رسیدم !
    ولی زیبا بود !

    گویا اینجا «همه کورند و کرند»!

    پاینده باشید
    یاعلی

  32. آسو می‌گوید :

    فکر کنم همه خبر دار شدند بن لادن ترکید
    تو این دوره وانفسای خاور میانه این هم از اون اتفاقای خیلی اتفاقی بود.نمیدونم بعضی از سران خواب ما کی میخوان از توهم انقلاب های اسلامی و ضد آمریکایی منطقه بیان بیرون و ببینن که خیر این دور جدید سناریوی استعمار برای سواری گرفتنه اونها خیلی بهتز از ما میدونن از یه اسب مدتی طولانی یه جور سواری بگیری و یه زین روش بزاری خسته میشه بالاخره باید زین رو عوض کرد سوار رو عوض کرد دیکتاتوری ها دارند میشن دموکراسی مثلا تا دیگه کسی خر آمریکا رو نگیره که داری از زورگو حمایت میکنی میخواد مردم خودشون برای خودشون آش بپزند اصولا دوره شوت بوده گذشته باید الان وارد عرصه جدیدی شد خداییش یه نگاه به تاریخ بندازین ببینین از وقتی استعمار اموده تو خاور میانه چه خبر شده
    وقتی اومدن یه عثمانی بود و یه ایران و بس عثمانی نفس اوروپا رو گرفته بود اومدنببینن چرا عثمانی از شرق خودش ÷یشرفت چندانی نداشته دیدن یه دشمن قوی در همه زمینه در شرق عثمانیه که اتفاقا گردنش عجیب کلفته اول ما و عثمانی رو به جون هم انداختن تا عثمانی از قدرت بیفته که افتاد بعد شروع به بیمار کردنه ما کردن اول بی ثبات کردن ظرف ۵۰ سال ۴ سلسله در ایران سقوط کرد صفوی .افغانها . افشاری و زندی تا این که طایفه مورد نظر یافت شد بی عرضه و پرادعا تریین طایفه ایران یعنی قاجار بعدش باید روس کنار میرفت که به برکت لنین کنار رفت بعد عثمانی از هم پاشید از قضا ایران هم تغییرات گنده ای داشت عثمانی شد چندیدن پادشاهیه بزرگ و کوچک ایران هم از ملوک الطوایفیه بی در و پیکر شد رضا شاهی مقتدر و یکپارچه بعد یواش یواش داشتن اسرائیل رو میاوردن و این پادشاهی های به دردنمیخورد ایران که چون گنده بود خودشون اومدن ریختن به هم و ممد رضا رو آوردن کشورهای اطراف هم یه دفعه گرفتار انقلاب ها و کودتاها شدن تا اسرائیل پایه اش محکم بشه ایران دوست اسرائیل بود مصر چند دستگی شد شام و عراق بلبشو بود یه روز نوری سعید یه روز قاسم یه روز اسد ها تا اینکه از ۳۰ سال پیشایران شد اسلامی افغانستان و پاکستان شد جنگ فرق های و قبیله ای و کلا وهر کی برای خودش خوش بود کشورهای اطراف هم همه صاحب روسای جمهور و شیخهای مادامالعمر شد صدام. بن علی . مبارک . صالح . اسد .قزافی و شیوخ شکم گنده که از لحاظ عرضه تنه میزنند به کدوتنبل این ادامه داشت تاحالا ولی الان چی میبینیم دیکتاتورها دارند میرن شیوخ دارند میترکن عربستان داره انتخابات برگزار میکنه ایرزان ولوله است سوریه و لیبی حمام خونه فتنه افغانستان و پاکستان هم که ترکید تا مسیر جدید برای این دو تا هم باز بشه و ستون فرقه ها و قبایل بشکنه و بازمروز از نو روزی از نو و یه حکایت دیگر از خیابانهای لندن ببینیم ۳۰ سال دیگه چی میشه اون موقع ماها حدود ۵۰ و ۶۰ ساله هستیمو داریم به بچه هامون میگیم ای بابا اینها همه برنامه است ماها هیچ کاره ایم هیچ کس هم حرفمون رو قبول نمیکنه
    یه سوال واقعا کسی باور میکنه که آمیرکا تا حالا خبر نداشتن بن لادن کجاست و الان و تو این اوضاع فهمیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  33. سید مجیب می‌گوید :

    تا تفکر در مردم منطقه نهادینه نیشه همینی هست که هست

  34. آسو می‌گوید :

    اون ظرف ۵۰ ساله
    بعدش اون ساب نیست اسبه

  35. دادا می‌گوید :

    ایول ایول !

  36. حمیده زارعی می‌گوید :

    باز خوبه هنوز کسانی هستند که دغدغه این چیزها را داشته باشند
    هر چند نتونند کاری بکنند ولی حداقل در فکرش هستند
    نوشته زیبایی بود

گذاشتن یک پاسخ