فقط ادعا

آذر ۱۹م, ۱۳۹۰

روشنفکرمان مثل دیکتاتورمان است و دیکتاتورمان مثل روشنفکرمان.

امشب مسعود بهنود سعی می کرد که از هر دری برای خودش، همچون داستان هایی که می نویسد رمانی بپا کند، سعی می کرد از این بگوید که آدم هایی که از ایران خارج شده اند و در فرنگ، فرهنگ قانون مداری را یاد گرفته اند و در برگشت به کشور می توانند احترام به قانون را بنمایش بگذارند، می توانند همچون فرنگیان که به همه تیپ ها و ظاهر های خودشان و تاحدی دیگر قومیت ها به چشم درست می نگرند بنگرند، اما چه خیال خامی.

دوستانی که با هم سلام و علیکی داشتیم که هیچ، آنهایی که باهم نان و نمکی خورده ایم، به دلیل اینکه شالی که نماد عزای جگر گوشه پیامبر است بر گردن داشتم (به ضم آنها شبیه به چفیه است) حتی برای سلام و علیک هم بااکراه به سمتم آمدند و وقتی هم می آمدند با علامت سوال و اینکه این چی هست و … ، دیگران که جای خود دارد.

حال باز هم فکر می کنیم مدرس به اشتباه گفته بود؟؟؟ یعنی فکر می کنیم از زمان مدرس تا به الان تغییرات شگرفی کرده ایم؟؟؟؟ آیا فکر می کنیم که در آینده درست خواهیم شد؟؟؟؟

ای کاش ، ای کاش ، ای کاااااااااااااااااش، از آزادی، روشنفکری و مترقه بودن دم نمی زدیم و ادعای اینچنینی هم نداشتیم.

 

پ.ن: عکسی حتما خواهم گذاشت از این روزهایم.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۹)

۹ پاسخدر “فقط ادعا“

  1. صابر می‌گوید :

    قضیه همون چوبس چوب دو سر ….!

    اینور میگن غرب زده اون ور میگن متحجر …

    ما آدم های دنیای دیگری ایم انگاری

  2. سیب‌های خوردنی می‌گوید :

    سلام
    بی صبرانه منتظر عکس هستیم.
    « ستاد منتظران عکس»

  3. ن . د. ا می‌گوید :

    شالت چه رنگی بود؟؟
    مدرس چی گفته بود؟
    دوستات از فرنگ اومده بودن که نظر بهنورد به نظرت خام بود؟

    دیروز یکی از دخترای کلاس یک روسری شبیه چفیه اما به مدت کابوهای فیلم های امریکایی بسته بود رو مقنعه اش که رنگهاش زرد و قرمز بود. بهش گفتم چند سال پیش که قبری بودم این مدل روسری پستن دور گردن مد بود. پسرهایی که شلوارهای پاره می پوشیدن یک روسری گنده و طرح دار دور گردنشون می بستن.
    حالا این را که گفتی برام سوال شد. این چیزی که تو میگی واسه امام حسین می بندی چه مدلی بوده؟

  4. ن . د. ا می‌گوید :

    چقدر غلط تایپی دارم. اینو تایید کن که می نویسم.
    شالت چه رنگی بود؟؟
    مدرس چی گفته بود؟
    دوستات از فرنگ اومده بودند که نظر بهنود به نظرت خام بود؟

    دیروز یکی از دخترای کلاس یک روسری شبیه چفیه اما به مدل کابوهای فیلم های امریکایی بسته بود رو مقنعه اش که رنگهاش زرد و قرمز بود. بهش گفتم چند سال پیش که قبرس بودم این مدل روسری بستن دور گردن مد بود. پسرهایی که شلوارهای پاره می پوشیدند یک روسری گنده و طرح دار دور گردنشون می بستن.
    حالا این را که گفتی برام سوال شد. این چیزی که تو میگی واسه امام حسین می بندی چه مدلی بوده؟

  5. سید مجیب می‌گوید :

    مشکی و با خط های سپید
    سیاست ما مثل دیانت ماست و دیانت ما سیاست مان، هر دو را ب گند کشیده ایم.
    آدم هایی که اینجا در فرنگ دیدیم که برای شنیدن صحبت های مسعود بهنود اومده بودند که بهنود می گفت آدمهایی که میان اینجا، چون قانون مداری رو تمرین می کنن، وقتی برمیگردن ایران می تونن سرمشقی بشن برای دیگران و … .
    زرد و قرمز کجا و مشکی کجا؟؟!!!!!
    ی چفیه، که اینجا ب عنوان شاگردن استفاده میشه، که این چفیه های اینجا درست مثل همونهایی هست که در ایرانم هست، و تقریبا مثل همون کابوهایی که شما میگی می بندند، یعنی ۳گوشش رو میندازن جلو و …، البته اینجا هم توی خیابون با اینکه مدش برای ۲سال پیش بوده اما باز هم میبینی آدم هایی که از این چپیه های فلسطینی استفاده می کنن.

  6. UiM می‌گوید :

    دوستمون راست میگه. غلط تایپی برای یک نویسنده اگرچه اجتناب ناپذیره اما صحیح نیست. به نظرم بهنود بی راه نگفته. توی خود ایران که قانون معنی نداره.شاید بهتر باشه از ایرانیان از فرنگ برگشته استفاده کنیم تا خودمون راه بیفتیم.حرف درست را باید پذیرفت. این مسلک همون کساییه که شما نمادشو انداخته بودی گردنت.
    پس با این حساب سراغ انگلیسی هم نباید بری. بالاخره اونم کار اجانبه. تعجب میکنم که تو سایت میرزا به گذاشتن پست انگلیسی ترغیب شده بودی البته ترغیب با قاف! که استثنائا این دیگه اشتباه چاپی هم نسیت. بیا و همون پست فارسی رو بذار بدون غلط.

  7. سید مجیب می‌گوید :

    پاسخ هایی میشه داد، اما…

  8. سعیده می‌گوید :

    راستش خیلی رفتارهای واکنشی و افراط و تفریط داریم

    و بدترش اینکه با این که میدونیم اما فقط میندازیم گردن جامعه و…
    فرار میکنیم از نقش خودمون!

    عجبا که متنفریم از دیکتاتور اما بالقوه خاصیت دیکتاتئری داریم!!

  9. آسو می‌گوید :

    کل ملت ما دیکتاتورن حتی تو و من
    به خاطر همینم امثال مصدق تو ایران شکست میخورن کسی اون همه خدمت مصدق به روحانیت و شیعه و اسلام رو نمیگه هی میگن تو روزنامه رو سر سگ عمامه گذاشته بودن و…یهعده هم میگن نفهم بود چون با کاشانی ارتباط داشت و از اون ور دیوار افتادن یکی نیست بگه به شما چه مگه باید مملکت رو به کام شخص شما بسازن
    سریال کیف انگلیسی یه حرف توپ داشت که میگفت ادم هم میتونه عاشق مظلومیت امام حسین باشه هم یه جورایی از یزید خوشش بیاد این یعنی دموکراسی
    امثال بهنود بیان دیکتاتورهایی میشن که ما از یه سر دیگه دیوار میندازن اون ور انگار به ما نیومده رو دیوار دو متر مثل بچه ادم(گربه) راه بریم

    حالا رفتی اونجا بسیجی شدی برای من نمیدونی تو این مملکت این که من خودم دوست دارم و خودم اعتقاد دارم حرف مفته و ارزشی نداره و حتما باید کارت یه دلیلی داشته باشه و اگر نداشته باشه هم برات یه دلیلی میسازن

    راستی گفتی مدرس یاد شعر میرزاده عشقی افتادم که خر سرش مثلا جسارت نکرده بود(ناراحت نشی بالاخره من طرفدار رضاشاهم با مدرس آبم تو یه جوب نمیره)

گذاشتن یک پاسخ