یلدا

دی ۱م, ۱۳۹۰

بدترین یلدای عمرم رو گذروندم.

روبرو شدن با واقعیت هایی که شاید باید زودتر می دیدمشان اما اصلا فکر نمی کردم که همچین چیزهایی باشد و … .

شبی بلند و بی انتها که  در تب می سوختم و تمامی نداشت، دهانم خشک و قلبم از سینه ام بیرون می زد، چشمانم از درد می سوختند و دلم… .

دنیایم باز …

یلدا به من خیانت کرد و رفت و ….

پ.ن:

حال که تنها شده ام می روی
واله و رسوا شده ام می روی
حال که غیر از تو ندارم کسی
این‌همه تنها شده ام می روی
حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سراپا شده ام می روی
حال که در بزم خراباتیان
همدم صهبا شده‌ام می روی
حال که در وادی عشق و جنون
لاله‌ی صحرا شده ام می روی
حال که نادیده خریدار آن
گوهر یکتا شده‌ام می روی
حال که در بحر تماشای تو
غرق تماشا شده‌ام می روی
این‌همه رسوا تو مرا خواستی
حال که رسوا شده‌ام می روی

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۱۲)

۱۲ پاسخدر “یلدا“

  1. صابر می‌گوید :

    ای بابا

  2. دلتنگ می‌گوید :

    من بلندای شب یلدارا…
    تا خود صبح شکیبا بودم!
    شب شوریده بی فردا را…
    باخیال تو به فردا کردم
    چه شبی بود; عجب زجری بود
    غم آن شب که شب یلدا بود!

    با یکسال فاصله همدرد شدیم !
    فقط می تونم بگم متاسفم!

    پاییز من زمانی به آخر رسید که تو رفتی …
    از آن شب به بعد هر سب من یلداست و چشمانم نمای زمستانی دارد…
    بارش پست بارش !
    یلدا مبارک !

  3. دلتنگ می‌گوید :

    سلام ….
    من بلندای شب یلدارا…
    تا خود صبح شکیبا بودم!
    شب شوریده بی فردا را…
    باخیال تو به فردا کردم
    چه شبی بود; عجب زجری بود
    غم آن شب که شب یلدا بود!

    با یکسال فاصله همدرد شدیم !
    فقط می تونم بگم متاسفم!

    پاییز من زمانی به آخر رسید که تو رفتی …
    از آن شب به بعد هر سب من یلداست و چشمانم نمای زمستانی دارد…
    بارش پست بارش !
    یلدا مبارک !

  4. حسین فاطمی می‌گوید :

    دیر شد ولی پساپس مبارک
    روزهای پیش رو همچنان که بلند تر می شود، برای تو هم شادی بخش تر شود.

  5. زینب می‌گوید :

    برای منم یلدای بدی بود…
    تنها ماندم در شلوغی های خنده و شادی…

  6. خانم بوک می‌گوید :

    یلدا هم مثل شب های دیگر رفت.
    ما هم تنها بودیم. برف هم نبارید. کاسه ای انار داشتیم وهمین.

    خوب باشید آقا سید.

  7. ن.د.ا می‌گوید :

    کسی نداشتی با هم جشن بگیرین؟ چه زود مریض شدی؟ دلتنگ شدی؟

  8. سید مجیب می‌گوید :

    چی بگم و از کجا بگم….

  9. آذرنوش می‌گوید :

    ارزو می کنم لحظه هاتون اگر اشفته ست اروم و سبک شه…

    و پست های بعدی تون هم حال اروم روزهاتون رو بگه…

  10. حسین می‌گوید :

    سید
    خوبی؟
    خوشی؟
    کجایی؟
    مرگ بر استعمار (اینو همین جوری گفتم)
    لامصب چرا من و تو همو ندیدیم و با هم قلیون نکشیدیم؟
    ها؟
    چرا؟
    سلام . . .

  11. سید مجیب می‌گوید :

    شکر
    شما خوبی؟
    خوشی حسین؟
    زیر چرخ کبود
    چونکه من اومده بودم شما رفته بودی و …
    شما هم وقتی نیومدی و ناز می کردی من بودمو …
    سلام ب روی نشستت 😀
    یا حسین
    ای حسین

  12. مهرآیین می‌گوید :

    درد مارا نیست درمان الغیاث

گذاشتن یک پاسخ