مو به مو

اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۱

مو به مو خواندم. لحظه به لحظه، فرقی ندارد دیگه واژگانش در جلوی چشمان رژه بروند یا نه.

دیدمش، حسش کردم، لمسش کردم، حکش کردم بر دلم و آروم باهاش …، باز تکه دیگری از خودمو همونجا توی اون نوشته جا گذاشتم، همون موقعی که داشتم حرف به حرف می بوسیدمش، همون موقع بود که جا ماندم، همان موقع. اما ناگهان در دلم آشوبی بپا می شود که نکند این آخرین بود، آخرینی که یعنی بعدش دیگر آخر، و باز می میرم، در بین همان کلمات.

پ.ن:از جا نماز سبز خواهم نوشت. داستان هایی دارد که فقط باید اینجا گفت، اگر توانش باشد.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۱۳)

۱۳ پاسخدر “مو به مو“

  1. صابر می‌گوید :

    شاید بی ربط اما

    شهر به شهر و کو به کو
    در طلبت شتافتم …
    خانه به خانه در به در
    جستمت و نیافتم …

  2. یکنفر می‌گوید :

    عشق؟؟؟

  3. خــآتون خـــآموش می‌گوید :

    از جا نماز سبز بگو
    شاید این آخرینش نباشد …

  4. زینب اذرنوش می‌گوید :

    هیممم .. مشتاق خاندن ، بنویسید به زودی پس …

    بی نظیر باشید.

  5. بیقرار می‌گوید :

    سلام مطالب خیلی خوبی داری خوشحال میشم بهم سر بزنی اگه دوست داشتی بگو که با هم تبادل لینک انجام بدیم خوشحال میشم

  6. سعده می‌گوید :

    منتظر خواندن از جانماز سبزیم

  7. حسین می‌گوید :

    آهای!
    سید!
    خوبی؟
    خوشی؟
    دلت گرفته؟
    خوبه
    این یعنی که دل داری
    سلام . . .

  8. ardekani می‌گوید :

    salam

    nemidunam chera farsi neminevise
    khubid?khoshid?
    gooya oonghadraha ke fekr mikonam ham oza ruberah nist

    che akhbar
    modathast bi khabaram azatoon

    gahi miam inja
    gahiam nemiam
    bikhabar nagzaridemun
    ya allah

  9. سعیده می‌گوید :

    چه عوض شده اینجا!!

  10. سمفونی ادب می‌گوید :

    قالب جدید مبارک.
    سلام

  11. ??? ???? می‌گوید :

    قالب جدید نیست
    قبلیه براش مشکل بوجود اومده بودش و یکم سایت ریخته بود بهم.

  12. خانم بوک می‌گوید :

    این حس همیشه با ما هست این که فکرکنی آخرین بار است.

    سلام آقا سید خوب باشید.

  13. خـــآتون خـــآموش می‌گوید :

    قدم رنجه نمودی سید :)

گذاشتن یک پاسخ