شب نوزدهم

مرداد ۱۷م, ۱۳۹۱

یا سَیِّدَ السّاداتِ یا مُجیبَ الدَّعَواتِ …

وقتی اینو همون اولای دعای جوشن دیدم، وقتی اون اسم ها پشت سر هم اومدن و البته اول اسم او و بعد دیگه… .

همه میگن دعا در این شبها برآورده میشه، منم می خواستم بگم به حق جد سادات، یا برسان یا جانم بستان که یاد حرف پدرم همین امشب سر سفره افطار افتادم که می گفت داغ جوون خیلی سخته و …، برای همین دیگه دعا نکردم خدا بستان، اما خدا دیگه طاقت ندارم، فقط برسان که چشمم بی نور است و در دل… .

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۲)

۲ پاسخدر “شب نوزدهم“

  1. سعیده می‌گوید :

    ان شاالله خدا برساند برایتان
    به حق این شبها به حق جدتان

  2. صدرا می‌گوید :

    کاش میتونستی دعا کنی:اگر خیر است برسان.ولی اینو میدونم دعای سختیه که به خدا بگیم: اگه خیر است برسان!! همیشه دلم میخواسته این طوری از خدا چیزیو بخوام.

گذاشتن یک پاسخ