سه گام

مهر ۱۳م, ۱۳۹۱

سه گام، یک رشته ورزشی است، با سه تا گام میشه پرید از اینور خط به اونور خط، به همین سادگی اما

گام اول; فرهاد کوه کند.

ضرباتش هماهنگ است، قطراتی که می آیند، هماهنگی جز لاینفک کنده کاری است، قطرت آب فرق ندارد که، چه رودخانه خروشان باشد و چه قطرات اشک، هر دو سنگ ترین سنگ ها را هم خواهند کرد.

گام دوم; تو دل کندی.

دستم خشک شد، چه می تواند گفت، تنها صدای خش خش نفسم است که می آید و عرق سردی که تمام وجودم را فرا گرفته و باعث شد که همچون فرهاد، هنرمند نشوم، چون باعث یخ زدن همان قطره در چشمانم هم شد.

گام سوم;من جان.

من، من، خود خود خود من، همینی که قوز کرده و به زور دارد کلماتی را درهم و برهم پشت سر هم می گذارد  تا شاید بشود سخنکی از میانش برآورد که هان ، این است، ندای دورن من، گوش ده، اما هیچ نخواهی شٍنُفت، چون جان داده است و … .

و هان
این شبهاست
که نعره های تنهاییم
سوسو بر اندام ستاره ها انداخته است.

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | نظرات (۴)

۴ پاسخدر “سه گام“

  1. susan می‌گوید :

    :(

  2. حسین می‌گوید :

    هی؟
    سید؟
    خوبی؟
    ردیفی؟
    خوب باش
    ردیف باش
    و البته برگرد
    سلام . . .

  3. mojib@sajjad می‌گوید :

    می بینی که…

  4. مه ناز می‌گوید :

    هیچ نخواهد شنفت…
    چون جان داده است…

گذاشتن یک پاسخ