نقطه صفرتنهایی….

بهمن ۲۱م, ۱۳۹۴

نمیدونم حکمتش چی بوده، اما یه چیزکی بوده که قدیمی ها گفتن، “از هر چیزی که بدت بیاد، آخرسر سرت میاد”.

همیشه از تنهایی رستوران و کافه و سینما رفتن بدم میومد، همیشه میگفتم آدمهایی خیلی تنها، تنها رستوران ِ خوب میرن، آدم های تنها، تنهایی کافه میرن و روزنامه و کتاب میخونن و…، عینهو فیلم ها، یا سینما میرن تنهایی و بعدش میرم یه سیگار میکشن یا شخص اول فیلم همزادپنداری میکنن یا مثلا اگه معشوقه ای داشتن میذاشتن جاش و … .

حالا وقت بازی با کلمات که گذشته، اما همیشه یه سری کلید واژه برای فکر کردن و نوشتن در اینجا ، برام نیازمنده. واژه هایی که باید آهسته و آروم مثل اون ویولن زن طبقه ۶ مجتمع چهارسو بکار بگیرمشون، کلماتی که بعضی وقتها مثل ویولن قیژژژژی میره رو اعصاب و حتی از لذت موسیقی هم دل آزردت میکنه. حتی وقتی اولین تجربه تنهایی سینما رفتن رو میخوای بعد از دیدن فیلمی که پر از دیالوگ و چالش هستش، یکم آروم کنی، قیژژژژژژی به یادت میاره که شاید برای ابد و یک روز تنهایی. اون یک روز هم شاید زمانی هستنش که طول میکشه تا روحت به یقین برسه که دیگه بدنی در دنیای مادی نداره.

حالا، دنده و یک و دو و سربالایی پل گیشا و دوووووب دوووووب، آتیش بازی ساعت ۹ و نمیدونم چند دقیقه برای شب ۲۲ بهمن یهو یادت می ندازه، دنیای پرنور اون بیرون هست اما قیژژژ، تنها واستاده بودم تو صف، داشتم به این و اون زنگ میزدم که ببینم کسی یافت میشه یا نه، که گفتن بلیط برای ساعت ۱۲ شب هم تموم شده و برای ساعت ۲بامداد دارن میفروشن. تو فکر بودم که بمونم یا کلا بیخیالش بشم که یهوبعد از حدود ۲ساعت در صف بودن، ازون گارسون های مجموعه یکی اومد و گفت بلیط ۱دونه هست، میخوای،گفتم چند، گفت ۲۰، گفتم ۱۵بدم و…، وقتی داشتم روی پله برقی بالا میرفتم، دیدم دنیا با چه ظرافتی خاص منو به دام خودش انداخته و من دارم میرم به جایی که همیشه ترسش رو داشتم، تازه با اشتیاق دارم به سمت ِ تنهایی میرم.

پ.ن:

در تنها ترین نقطه ی زندگیم هستم، خوبه، حداقل باعث شده که بیام اینجا و بیشتر بنویسم، یعنی می خوام یاد بگیرم که باید با این تنهایی چطوری ساخت و خو گرفت، دیگه سرجنگ باهاش ندارم. و چقدر نوشتن برام سخت شده و راضی نیستم از….

 

ارسال شده در تنهایی | نظرات (۲)

۲ پاسخدر “نقطه صفرتنهایی….“

  1. یکی می‌گوید :

    حقته

  2. ارجمند می‌گوید :

    تنهایی رفتن به سینما و کافه و رستوران و خرید ، ادمو قوی میکنه
    من قبلا اینکارا رو کردم
    دفه اول که تنهایی رفتم سینما حس غریبی بود
    اما
    فردا میخوام تکرارش کنم

گذاشتن یک پاسخ