یا راد یوسف الی یعقوب…

مهر ۲۳م, ۱۳۹۵

۳سال پیش بود این دعا رو شنیدم و حداقل دهه اول این محرم ها تکرارش کردم، یعنی امسال و سال گذشته و سال قبلش، اما چه سود، امام حسین(ع) دعا کردن و حضرت علی اکبر برگشتن باز به دیدار پدر، حتی برای یکبار هم که شده، حضرت یعقوب خوندن بازم یوسف رخ باز نمود، نمی دونم اما یقینا خیلی ها خوندن، منم خوندم، نه استجاب شد و نه حتی جراتش رو داشتم که اینجا بنویسم، اما خب از تو چه پنهونه که از شب تاسوعای امسال به دلم افتاده بود که بیام اینجا بنویسمش اما باز جرات نمی کردم، آخه انقدر تو بوق و کرنا کنم که در حد همون یه دیدار قانعم و از خدا خواستم ولی خدای دیگه نمی خواد؟! خب، فعلا تا اینجاش رو تونستم برسونم، بقیش هم عموی سادات…

ارسال شده در تنهایی | نظرات (۲)

۲ پاسخدر “یا راد یوسف الی یعقوب…“

  1. شغاد می‌گوید :

    معلوم نیست بر آدما چی می‌گذره که یه مطالبی رو می‌نویسن… ولی تلخیش ته گلو رو تلخ می‌کنه

  2. سمفونی ادب می‌گوید :

    خوبه شما هنوز مینویسید .
    قلمتون سبز

گذاشتن یک پاسخ